الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
259
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
حضرت زهرا ، روى از او برگرداند و از آگاه كردن وى خوددارى نمود . هنگامى كه روزها گذشت ، آن حضرت عليها السّلام در مورد آن راز سخن گفت و فرمود پيامبر به من خبر داد كه : « جبرئيل هر سال ، قرآن را يك بار بر من مىخواند و امسال وى آن را دو بار بر من آورد و من اين را نمىبينم جز اينكه اجل من فرا رسيده است . . . » . ( 1 ) و اين سبب اندوه و گريهء وى بود و اما علت شادمانى و انبساط خاطرش اين بود كه پيامبر به وى خبر داده بود كه : « تو نخستين فرد از اهل بيت من هستى كه به من مىپيوندى و من براى تو بهترين در گذشته باشم . . . آيا نمىپسندى كه سرور زنان اين امّت باشى . . . » « 1 » . ( 2 ) علّت خاموش شدن شعلهء اندوهش اين بود كه به او خبر داد وى نخستين فرد از اهل بيتش خواهد بود كه به وى مىپيوندند . سپس ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از بار مصيبت وى كاست و به او فرمود : « اى دخترم ! گريه مكن و هرگاه درگذشتم بگو انّا للّه و انّا اليه راجعون كه در اين گفتار عوضى در برابر هر ميّت باشد » . آن حضرت ، با صدايى اندوهگين و حسرت بار به پدر گفت : « و حتى از تو اى رسول خدا ؟ » . پيامبر فرمود : « آرى و از من نيز » « 2 » . ( 3 ) آنگاه درد بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شدت گرفت و زهرا گريستن آغاز كرد و به پدر مىگفت : به خدا تو همان گونهاى كه گفتهاند : و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للارامل « آن سفيد روى كه با چهرهاش از ابر ، باران طلبيده مىشود ؛ آن سرپرست يتيمان و پناهگاه بيوهزنان » .
--> ( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 1 / 134 . ( 2 ) انساب الاشراف 1 / 552 .